Advertisement

لطف کنید جواب بدید

جنسيت شما چيه؟
 
Advertisement

بخشهای مختلف

اعضاي آنلاين کلوب

None

ورود به سيستم

Advertisement
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    3 تا پیرزن تصمیم می گیرن شوهر کنن. یه آگهی می دن تو روزنامه:
    با یکی ازدواج کن... 2 تا جایزه بگیر
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کودکانه
    پسرک دوان دوان به خانه آمد و به مادرش گفت:
    مامان پنجاه تومن بهم بده تا به یه مرد فقیر بدم.
    مادر پنجاه تومان به پسرک داد و پرسید:حالا اون مرد فقیر کجاست؟
    پسرک پاسخ داد: سرکوچه است. داره بستنی می فروشه.
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    غضنفر داشته تو لس‌آنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه: سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! غضنفر كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي!!!
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    يک فيلسوف آلماني مي گويد: انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا، يکصد ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پذيرد. اما اگر در پارکي ببيند روي نيمکتي نوشته اند: رنگي نشويد، فورا انگشت خود را به نيمکت مي کشد تا مطمئن شود.
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کودکانه
    پدر:« پسر جان! وقتی من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمی گفتم.»
    پسر:« پدرجان! ممکن است بفرمایید که دروغگویی را از چه سنی شروع کردید؟»
  • لطیفه (جوک) . بی تربیتی
    یارو ميره دسشويي .وقتي از دستشويي بر مي گرده نفس نفس مي زنه. ازش مي پرسن: مگه كوه كندي ؟ ميگه نه كوه ساختم
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های خانوادگی
    مرد : تو چطوریه که ما وقتی دعوامون میشه عصبانی نمیشی؟
    زن : آخه من خودمو کنترل می کنم
    مرد : چه جوری؟
    زن : میرم کاسه توالت را میشورم
    مرد : این چه ربطی به دعوای ما داره؟
    زن : آخه اونو با مسواک تو می شورم!
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    اولي: «چي باعث شد سر شما طاس شود؟»
    دومي: «باد.»
    اولي: «چرا باد؟»
    دومي:« آخر باد كلاه گيسم را برد!»
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    يه روز يه ترکه ميخواسته تو جمع فارسها جوک بگه.تا شروع ميکنه و ميگه يه فارسه... همه ميگن:ا... ا... ا... ا...ترکه ميگه:خيلي خوب يه روز يه تهرونيه...باز همه ميگن:ا... ا... ا... ا... ترکه ميگه:باشه بابا... يه روز يه ترکه...همه ميگن:خب خب؟ ميگه:يه روز يه ترکه مي‌افته تو چاه توالت درش ميارن ميبينن فارسه!
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    از یه نفر می‌پرسن: اگه آمریكا حمله كنه چیكار می‌كنی؟؟ می‌گه: اول خونسردیمو حفظ می‌كنم... بعد زنگ میزنم 110.

جدیدترین لطیفه ها و جوکهای ثبت شده

  • لطیفه های کوتاه

    - بخورین، مهمانای عزیز، بخورین، نوش جان کنین! اگه وجدان مجدان هم نمی شناسین، صبح هم بیایین!

  • لطیفه های خانوادگی

    اولی: روز تولد زنت چه هدیه اي بهش دادی؟

    دومی: گردنبند الماس.

    اولی: یک چیز می خریدی که به درد خودت هم می خورد. مثلاً موتور …

    دومی: شوخی می کنی، مگه موتور مصنوعی هم میشه پیدا کرد؟

  • لطیفه های خانوادگی

    - عزیزم، سال نو نزدیکس، چه هدیه یی برایت بخرم؟
    - آخ، عزیزم، تشکر، نمی دونم چي انتخاب کنم…
    - خوب، پس یک سال وقت می دهم تا فکر خوب خوب کنی…

  • لطیفه های خانوادگی

    می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟ هر دو تاشون تو کفن

  • لطیفه های کوتاه

    اين يکي به اون يکي دوتا انگشت نشون میده، میگه: این چند تاست؟

    اون يکي ميگه: کدوم یکی!؟

  • نکته های با مزه وحکمت آموز

    توی کلاس آموزشی ارتش، فرمانده می پرسه کی میدونه فرق ترس با احتیاط چیه؟

    سرباز میگه: وقتی یک فرمانده عقب نشینی کنه عملش احتیاط محسوب میشه. ولی اگر همین کار رو یک سرباز بکنه، عملش ترس حساب میشه!
     

  • نکته های با مزه وحکمت آموز

    «نشسته بودند دور هم خرما می خوردند. هسته خرماهایش را یواشکی می گذاشت جلوی علی(ع). بعد از مدتی گفت: «پرخور کسی است که هسته خرمای بیشتری جلویش باشد.» همه نگاه کردند. جلوی علی(ع) از همه بیشتر بود. علی(ع) گفت: «ولی من فکر می کنم پرخور کسی است که خرماهایش را با هسته خورده.» همه نگاه کردند. جلوی پیامبر(ص) هسته خرمایی نبود.»

  • لطیفه های سیاسی

    یارو تو انتخابات كاندید میشه، بعد كه رایها رو می شمرن، میبینه سه تا رای آورده. شب که میره خونه، خانومش در جا یكی می‌خوابونه تو گوشش، میگه: میدونستم پای یك زنه دیگه هم وسطه!

  • لطیفه های خانوادگی

    زن و شوهری داشتن با هم دعوا میکردند، شوهر میگه: من فقط به خاطر اینکه بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم.
    زنه میگه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
     

  • لطیفه های کودکانه

    معلم: کی می دونه چرا هواپیما، پروانه داره؟
    بهرام: آقا اجازه، برای اینکه خلبان عرق نکنه!
    معلم: از کجا فهمیدی؟
    بهرام: آقا اجازه، یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا میکردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!!!

  • لطیفه های پزشکی

    اولی: دکتر بهم گفته موقع کار کردن سیگار نکشم.
    دومی: خوب شد، پس حالا دیگه سیگار نمی کشی.
    اولی: نه حالا دیگه کار نمیکنم

  • نکته های با مزه وحکمت آموز

    اولی: از ماشينت راضی هستي؟
    دومی: مكانيكم خيلی راضیه!!!

  • لطیفه های سیاسی

    پسره می ره خواستگاری، پدر دختر سوال می کنه شغلت چیه؟ پسره جواب می ده: بیكار، اما تو خوشه سوم ام دهک اول!

  • لطیفه های سیاسی

    هموطن گرامی! شما جزو خوشه بندی قرار نمی گیرید. خوشه شما را بز خورده!

    مرکز آمار ایران

  • لطیفه های مدیریتی

    معلم انشاء به بچه ها میگه موضوع انشاء این دفعه اینه که: اگر مدیرعامل بودید چه میکردید؟
    بعد میبینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن بجز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه!
    معلم ازش میپرسه: چرا تو هیچی نمینویسی؟

    بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد!

  • لطیفه های خانوادگی

    همسر یک تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی میشم.
    شوهرش میگه: غصه نخور عزیزم، من خیلی زودتر از آنی که تو فکر میکنی برمیگردم.
    زنه میگه: خوب همین عصبی ام میکنه دیگه

  • لطیفه های خانوادگی

    یکي دوستش رو تو خيابون با صورت کبود، پاي لنگ و گلوي زخم و زيلي میبینه! با نگراني بهش میگه: چي شده پسر؟ چه اتفاقی برات افتاده؟ بيا ببرمت خونه اتون.

    دوستش میگه: لازم نکرده، تازه دارم از اونجا ميام!

  • لطیفه های کوتاه

    يه افسر به يكي از سربازاش مي گه امشب از اول اين كوچه تا اون چراغ قرمز كشيك بده و فردا صبج هم بيا پاسگاه.

    خلاصه فردا و پس فردا از سربازه خبري نيست روز سوم سربازه پريشون مياد پاسگاه. 

    افسر ازش مي پرسه: چرا اينقدر دير اومدي؟

    سرباز مي گه: آخه اون کاميون از تهران مي رفت قم. چراغ قرمزي كه گفتيد، چراغ ترمز اون كاميون بود.

  • لطیفه های کوتاه

    يکي دو تا چراغ قرمز رو رد میکنه. پلیس نگهش میداره، ازش می پرسه چرا پشت چراغ قرمزا واینمیستادی؟

    میگه من از یه نفر آدرس پرسیدم گفت چراغ اولو رد میکنی! چراغ دومو رد میکنی! رسیدی چراغ سوم میپیچی دست راست!

  • لطیفه های خانوادگی

    در سال اول ازدواج، مرد حرف مى زند و زن گوش مى کند.
    در سال دوم، زن حرف مى زند و مرد گوش مى کند.
    از سال سوم به بعد، هر دو حرف مى زنند و همسايه ها گوش مى کنن

یک عکس تصادفی از آلبوم عکسها

جدیدترین پیامکها و اس ام اس های باحال

  • پیامک عاشقانه

    چه شيرين آمدي، شوري به دل انداختي، رفتي

    نگاهي کردي و کار دلم را ساختي، رفتي

    (مهدي سهيلي)

  • پیامک عاشقانه

    دیده ام زلف پریشان تو در چنگ رقیب
     
    بی سبب نیست که شب خواب پریشان بینم

     

    ( عماد خراسانی )
     

  • پیامک عاشقانه

    بجای وعده ی یک بوسه صد جان دادم و شادم

     

    نمی دانم اگر یک بوسه می دادی چه می دادم

     

    ( واله ی اصفهانی )

  • پیامک عید نوروز

    سلام به قاصدكهای خبر رسان كه محكوم به خبرند

    و سلام به شقایقهایی كه محكوم به عشقند

    و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند

    عید نوروز مبارک

  • پیامک عید نوروز

    خواستم برات سبزه عید بفرستم....  اما گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش... نفرستادم

  • پیامک باحال

    خسته در حبس زمینم ، ماه من یادم کن

    به نگاهی ، به پیامی ، سخنی شادم کن !
     

  • پیامک عاشقانه

    لنگر عشق زدم بر دل طوفانی تو

    تکیه گاهم شده است ساحل بارانی تو

  • پیامک باحال

    دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووست دارم


    جمله رو بي خيال٬ نفسو داشتي؟

  • پیامک سرکاری

    يكشب تو را از مستي تشبيه به ماه كردم لامپ صد هم نبودي من اشتباه كردم!

  • پیامک سرکاری

    يه نقطه ي قرمز توي آسمون حركت مي كنه ميدوني چيه ؟؟؟

    اون قلب من كه واسه تو پر كشيده نيست !!! . . . يه مگسه كه ماتيك زده !!!

  • پیامک باحال

    می دونی فرق تو با کشتی چیه؟ کشتی به گل می شینه، تو به دل می شینی!

  • پیامک باحال

    از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
    نیمه جانی است درین فاصله قربان شما
     

    فريدون مشيري

  • پیامک باحال

    گلبولهای سفیدم فدای باکتری های وجودت

  • پیامک عاشقانه

    گفتم بگو ،‌سكوت كرد و رفت و من هنوز گوش مي كنم ...

  • پیامک فلسفی و فکری

    گفتم نقاش را نقشي بكش از زندگي با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

  • پیامک دوستی

    داني كه كدامين شب و روز است كه يك دوست خشنود دلي دارد و خوشبوي مشامي؟

    شامي كه شمال آورد از دوست نسيمي ،‌صبحي كه صبا آورد از يار پيامي

  • مبعث، پیامبر و امام صادق(ع)

    صدای بال و پر جبرئیل می آید
    شب است و ماه به آغوش ایل می آید

    لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد
    که ساقی از طرف سلسبیل می آید

    لباس خاطره را از حریر عشق بدوز
    حلیمه! نزد تو فردی اصیل می آید

    نگاه آمنه از این به بعد می خندد
    چرا که معجزه ای بی بدیل می آید

    ميلاد پيامبر رحمت، تاج آفرينش بر شما خجسته باد

  • مبعث، پیامبر و امام صادق(ع)

    بهار بی خزان، روی محمد
    بهشت جاودان، کوی محمد

    معطر ساخت گلزار جهان را
    شمیم تار گیسوی محمد

  • مبعث، پیامبر و امام صادق(ع)

    دلا میلاد ختم المرسلین است
    فروغ آسمانی در زمین است

    محمد (ص) مهر ظلمتْ سوز آمد
    شب یلدای ما را روز آمد

  • مبعث، پیامبر و امام صادق(ع)

    ای چراغ دانشت گیتی فروز
    تا قیامت پیشتاز علم روز


    آفرینش را کتاب ناطقی
    اهل بینش را امامِ صادقی


    ولادت پيامبر اکرم و امام جعفر صادق علیهما السلام مبارک

محبوبترین جکها و مطالب

جدیدترین نظرها و نکات

یک داستان طنز و آموزنده

  • چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.

    ادامه مطلب...
Advertisement
{aindex.php/8c